ماهی ها
نوشتاری بر مجموعه شعر اکبر خدادادی با نام سلولهایم انفرادیند
اگر بپذیریم شاعر فرزند اجتماعی زمان خود است و آن را با احترام در کنار این عقیده بسیاری از جامعه شناسان از جملهEmile Durkheim قرار دهیم که اجتماع يك فرآيند پويا است كه هر لحظه در حال تغيير است."(نظريه هاي جامعه شناسي معاصر-جورج ريتزر) واين تغييرات اجتماعي شكستن فضا و زبان را با خود دارد شاید بهترین تعریف از ( سلولهایم انفرادی است )را باید در نام آن جستجو کرد نامی که بیانگر گفتمانی عصیانگرانه از باورداشتهای -ناخودآگاه جمعی-نسلی از شاعران و نویسندگان دهه هشتاد در تقابل با شاعران ونویسندگان قبل از خود برای اثبات هویتی مستقل وانفرادی است هویتی که از سلول سلول و از بلندای حصارهای انفرادی افکار شاعران جوان دهه هشتاد جوشید تا اثبات گفتمانی متفاوت در جامعه ی شعری آن روزهای کشور باشد. گفتمانی که از نظر نگارنده آن را باید مونولوگی با شعار چندصدایی دانست و از این رو شاید ( سلولهایم انفرادی است ) را با توجه به تاریخ اشعار باید در همان دهه در ویترین مخاطبان قرار داد تا قضاوتی منصفانه از خدادادی و سلولهای انفرادی اش صورت پذیرد.
(سلولهایم انفرادی است ) همراه با سرگردانیها و نگاه های پرسشگرانه و در عین حال تجربه گرایی شاعر به عنوان خالق به دوگونگی هستی و نیستی خود می پردازد هستی و نیستی ای که گاهی از تنیدگی عشق و فلسفه منشاءمی گیرد و دایم در کشف و شهود تنیدگی این رابطه است رابطه ای که شاید از سرگردانی و عصیان شعر جوان دهه هشتاد در اثبات خویش منشاء می گیرد وکشف و شهود این رابطه مندی مدیون تجربه هایی است که شاعر از جهان پیرامون خویش به اشتراک می گذارد تجربه هایی پدیدار شناسانه که به مثابه بازسازی مجدد جهانی است که جهت نگاه شاعر می سازد جهانی که شاعر از همان ابتدا مخاطب خویش را به دور از کج فهمی ها و تعصبات بیجا به تعهد و پذیرش کشف جهان شاعر و تجربه پدیدارشناسانه اش دعوت می کند
به چشم هایت بگو غیر مسلح بیایند
من تمام سلول هایم انفرادی است
در این بازآفرینی مجدد جهان المانها و سمبول ها و حتی اسامی و نام ها چنان در خدمت سنتز جهان دوباره قرار می گیرند که گاهی در فاصله گذاری میان تخیل ذهن شاعر و اصالت کلمات ، زایشی دوباره اتفاق می افتد و در این دگردیسی مجدد کلمات ، کوتاه شدن فاصله میان کلمات و غایت مندی آنها در ذهن خالق منجر به ایجاد نوعی فرزانگی خواهد شد .
چقدر زنجیر بافتی !
عمو کلادیوس زنجیر باف
پایبندی شاعر به سنتز دنیای دیگرگونش همراه با تعهد به تجربه گرایی ، تاویل پذیری (سلول هایم انفرادی است ) را به قالب و حتی زبانی خاص دشوار می نمایاند چنان که آن را نمی توان به فرم و یا حتی زبانی خاص نسبت داد و در واقع همه آنها به مثابه ابزاری در دست شاعر و در خدمت آرمانها و محتوای اویند از این رو می توان (سلول هایم انفرادی است ) پاساژی از از انواع شعر دانست که این خود می تواند نقطه ضعف و یا قوت یک کتاب محسوب شود.به عنوان مثال غزل (ظن ) چنان پایبند اصول فرم است که گویا محتوا جز دز فرم تجلی نمی یابد
درختان ساکت دو تا چشم تر ...زن
همان صندلی هفت آذر پسر...زن
و در غزل آمپول هوا غزل تا یک عاشقانه معمولی در خدمت محتوا پایین می آید.
هی مغلطه کردم که من عاشقتم
در راه نشستم مثلن عاشقتم
از دیگر خصوصیات خدادادی و شعرش را می توان به توانمندی در حرکت تصاویر و خلق تماشا نام برد. این تماشا در حقیقت بر آن است با نگاهی پدیدارشناسانه بر تجربه های زیستی ، مخاطب را به کشف و شهودی فلسفی دعوت کند.کشف و شهودی که از لذت یک تماشا بر می خیزد.
برگی بر آّب
ماهی ها به پاییز می اندیشند
و در این بین گویا (سایه ) که شاید نمادی از خود شاعر و آرمانهایش باشد از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
از قطار پیاده می شوم
می روم برای سایه ام شناسنامه بگیرم
در پایان اگرچه نویسنده با رویکرد تاکیدی متذکر می شود تمام جنبه های (سلول هایم انفرادی است ) و یا هر کتاب دیگری در یک مقاله با این خصوصیات قابل مطالعه نیست اما با احترام به تمام منتقدان به این نوع کتاب ها باید گفت .
ماهی ها منتظر نمی مانند
اندازه منقار مرغ ماهیخوار را











